به بهانه انتشار دستی در هنر چشمی بر سیاست نقد اخلاق چپ های چیپ

بهشتی که در ان زندگی میکنم - گواتاویتا

همیشه دلم میخواست در مورد کلمبیا و مردمانش بنویسم. اما همیشه اولویت هائی واجب تر بوده است1111.jpg مثل داستان همیشگی غم نان که برای شاعر مسلکان، فرق نمیکند کجای این جهان خاکی باشی حضوری همیشگی دارد و البته نصف قشنگی کار هم به همین است، بگذریم. جائی که زندگی میکنم روستائی است با نزدیک به چهار هزار نفر جمعیت. با سنت ها و صورت هائی که نشان از اجداد بومیان امریکائیشان دارد. جائی است که همیشه مقدس بوده است. چند وقت پیش تلویزیون سیمای کلمبیا به این روستا امد و قرار شد گواتاویتا از دریچه چشم من معرفی شود. نتیجه کار پنج فیلم دو دقیقه ایست که همه را اینجا گذاشته ام. متاسفم که به زبان اسپانیائی است اما صحنه ها گویاست. در اولین قسمت نگاهی گذرا دارد به بخشی از زندگی من. ادم دقیق میتواند از تصویرآشپزخانه اطاقک کوچکی که در آن زندگی میکنم و بطور کلی زندگی مرا حدس بزند  guatavita-dec-005.jpg3333.jpg

هر بار که از این پنجره به بیرون نظر میکنم یادم به زیر پل سید خندان و سر و صدا و قیل و قال و دود غلیظ ان می افتد. دلم برای مردمان وطنم میسوزد، با بیم و امید به جنبش سبز نگاه میکنم و همیشه یادم هست که قلات، همان دهکده نزدیک شیراز را میگویم، بسیار زیباست. میدانم که آدم هائی هستند که به زندگی شخصی من علاعلاقه بخصوصی دارند ، برخی از سر لطف و جمعی از سر تکفیر. برای همه ارزوی سعه صدر دارم و این فیلم ها هم برگ سبزی است تحفه درویش. درِ خانه من بروی همه باز است. اگر گذارتان به کلمبیا افتاد به گواتاویتا بیائید، قهوه ای کلمبیائی را مهمان من باشید تا شما را با رئالیسم جادوئی مارکز وزندگی در کلمبیا آشنا کنم. 6666.jpg5555.jpg

یک نظر برای “بهشتی که در ان زندگی میکنم - گواتاویتا”

  1. davood atri گفت:

    Amir aziz,
    an old friend from Fargam high school and pahlavi university in first two years then seperated our ways..

    Happy to offer you a week hospitality if you passby here.I am in Toronto for 18 years and not judgng any body

نظر شما