گزارشی از جشنواره سینمای بوگوتا- کلمبیا خوشحالم که زنده ام

حاشیه ای بر مقاله “انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی”

 راز پیامبران و ماهیت وحی

به بهانه پاسخ به یک نظر74075_10150297484870504_871540503_15615443_7260409_n1.jpg

انچه که من به اختصار در “انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی” آوردم بر خلاف نظر شماهیچ ریشه ای در نظرات یونانی و رومی و غیر آن ندارد و نه نظری است مبتنی بر نظرات پیشینیان و نه در مدرسه های اهل کلام به آن و به این نوع بیان اشارتی رفته است. نظری است تازه که نه با عقل و علم و نه با ماهیت مذاهب بزرگ در تناقض نیست. به اختصار اینکه راز پیامبری و دیدار با خدا محصول شناخت خداوند است و این تنها به اندیشیدن میسر میشود و نه به عبادت و عصمت. جبرئیل یا روح الامین و یا روح القدس از انسان بسوی خدا پرواز میکند ونه از خدا به انسان.

                         ***

اساس نظریه انسان خدا بر متفکر و اندیشمند بودن پیامبران به عنوان شرط ضرور پیامبر شدن است. اعتقاد بر اینکه پیامبری، به عنوان واسطه و رابط میان انسان و خدا شدن، چشمان و زبان خدا شدن موضوعی است حاصل شناخت خداوند و آشنائی و دیدار و حس خدا که لحظه ای و دفعتی است و بزرگ و گذراو بی تردید نتیجه تفکر و اندیشیدن است که داغ این دیدار بر ذهن محمد و سایر پیامبران علیرغم تمام ازارها و زجرها و محبوس و مصلوب شدن ها بطورانکار ناپذیر باقی میماند. جبرئیل یا روح القدس یا روح الامین با بالهای اندیشیدن و تفکر کردن از انسان بسوی خدا پرواز میکند ونه از خدا به سوی انسان. عبادت و ستایش خداوند بعد از آن شناخت است که از محمد فوران میزند و در جای جای قران جاریست.

اعتقاد بر اینکه تفکر و اندیشیدن امری ذهنی است که همه و از جمله پیامبران که انسان و جزوی از همه هستند در هنگام انجام آن، از انجام دادن آن بی خبرند. و نیز به همین دلیل است که حتی روشنفکران دینی برای منشا وحی و حتی الهام شاعرانه و عرفان عارفانه هم هنوز توضیحی عاقلانه ومقبول نمی دهند ومنبع و منشا آن ناشناخته مانده است و آنرا به عوامل ناشناخته و یا ناشناختنی مربوط میکنند بی آنکه نقش تفکر و اندیشیدن را در روند دریافت وحی و الهام شاعرانه و هرخلاقیتی در هر زمینه ای به حساب اورند. پیامبران بدون هیچ برتری ظاهری نسبت به دیگران اما به موهبت سالها اندیشیدن با حقیقت خدا دیدار کرده بودند اما خود آنان نیز ازعلت و روند آن نا اگاه بودند خود را ممتاز و برگزیده و فرزند او خواندندو مامور تا بشر را هدایت کنند. (در آن مقاله اشاره کرده بودم که تفکر و اندیشه در اذهان ما بطور ناخود آگاه انجام میشود)

نظریه انسان خدا چگونگی پیامبر شدن محمد و سایر پیامبران را با دلائل عقلی و مبتنی بر علم بیان میکند. چه عاملی بجز تفکر و اندیشیدن میتواند محمد را به واسطه میان انسان و خدا بدل کند؟ ایا قران نخوانده اید تا اندرزهای محمد در تفکر کردن به کائنات را در صبح و نیمه روز و غروب راندیده باشید؟

تفکر و اندیشیدن موجب نفوذ در اشیا و روابط و به تبع آن موجب خلاقیت و تولید ایده ها میگردد. تراکم اطلاعات و ایده ها به موجب اصل تبدیل کمی به کیفی در نقطه ای به آستانه تحول میرسد. ماهیت و زمان این استانه تحول در مخترع کشف اختراع اوست و در هنرمند و شاعر اثر او و … همانکه به الهام تعریف میشود. پیامبر به تفکر در انسان و کائنات به شناخت خداوند نائل میگردد گوئی با او دیدار میکند و مقام و راه رستگاری انسانها را در میابد. همان نقطه ای که انفجار نور در درون پیامبر نامیده ام. در این نقطه چشمان محمد با حقایق تازه ای آشنا میشود. لا الله الا الله که نام برده بودید عین مفهوم وحدت و وحدانیت و واحد است. محمد همان را دید. با درک این مفهوم او بر داستان انسان و توضیح کائنات تفسیری تازه میکند. هر چند همچنان بشری است محدود به شرایط و علم زمان خویش. پاره ای از قران کلام مستقیم خداوند است. روح خداوند است که با زبان محمد سخن میگوید، محمد به جای آن روح سخن میگوید و پاره ای دیگر محمد بشر اما متفکر. محدود و مشروط به علم و جهان پیرامون.

بر خلاف برداشت بی دلیل شما، از این نظریه ولایت فقیه و تفاسیرجاهلانه ای که موجب فساد بر زمین و تحقیر مقام انسان میشوند برداشت نمی شود بلکه تمام تقدس و مقام پیامبران را از این جهت میداند که آنان هم انسانی بودند مثل همه که در طول زندگی هرچند کوتاه و انسانی به مقامی رسیدند که رابط میان انسان و خدا شدند. پس هر انسان به اعتبار داشتن موهبت تفکر بالقوه دارای توان رسیدن به آن مقام است ودیدار با خدا در طول حیات انسانی میسر است همچنانکه پیامبران رسیدند. مهم دانستن این راز است که تفکر بر خویش و جهان جز خویش راز رسیدن است و دیدار با خدا حاصل شناخت و محصول تفکر است. حضرتعالی نیز اگر بر خویش و جهان جز خویش تفکر و تامل کنید با مفهوم وحدت آشنا خواهید شد و و کردار و گفتار و پندار شما همچون پیامبران خواهد گردید و از دهان و قلم و زبان شما همان خواهد تراوید که از زبان محمد و دیگران مبتنی براحترام به مقام و کرامت انسان. این همان کاری است که موسی در کوه طور و عیسی در بیابان و و محمد در غارحرا میکردند، تفکر. ( اعتقار قلبی شما به خداوند که در کلام شما مشهود است نیز حاصل زندگی و تفکرنااگاهانه شما بر زندگی ست و میبینید که میکوشید تا به انسان و مقام او احترام بگذارید و این تنها از نتایج سحراست)

برخلاف برداشت بی دلیل شما اساس این نظریه بر تقدس انسان است به عنوان اشرف مخلوقات خدا و برگزیده و محبوب او و عالیترین دست آورد تکامل کائنات از ازل تا امروزکه به او این موهبت داده شده است که بتوانددر عمر کوتاه خود با خدا دیدار کندو هر انسان را تجلی یگانه و بی مانند خدا در کل کائنات و زمان و مکان میداند.

از اندیشیدن، دیدار با خدا و محبت و احترام به کرامت انسان زاده میشود. آیا تلاش محمد در قران بجز تفهیم این معناست در آن زمان و مکان و شرایط؟ و ایا وقت ان نرسیده است که برای خدا و پیامبران و ماهیت وحی تعریفی تازه به دست دهیم ؟

 فرموده بودید قران را تفسیر میکنید. چه کسی جز خدا میتواند کلام خدا را تفسیر کند؟

امیر حسین فطانت

بوگوتا - کلمبیا
5 فروردین 1388

 مطالب مربوط

انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحیhttp://amirfetanat.com/blog/archives/4

 تعریف دوباره خدا و تفسیر دوباره تاریخ  http://amirfetanat.com/blog/archives/7

فصل دیدار و فصل یارhttp://amirfetanat.com/blog/archives/8

نشر این مقالات به هر شکل برای همه آزاد است.

یک نظر برای “حاشیه ای بر مقاله “انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی””

  1. امیر حسین فطانت گفت:

    علاوه بر انچه در مقالات مرتبط با موضوع وحی و پیامبری در این بلاگ و در پاسخ به بعضی نظرات نوشته ام در کتاب ” داستان تمام داستانها” (در حال حاضر نایاب و در انتظار تجدید چاپ مجدد) روند پیامبری و وحی را بر اساس نظریه انسان خدا، در قالب داستانی فلسفی و معرفت شناسانه شرح داده ام. این نظریه مبتنی بر بیش از 40سال رنج و تفکر و مطالعه من است در جستجوی حقیقت و حق با شماست که بسیار گسترده تر و عمیق تر از آنست که در این صفحات بگنجد اما اصول ان همان است که در این اینجا امده است. رسیدن به مقام پیامبری محصول اندیشیدن است و موهبت تفکر و نه غیر آن.

نظر شما